اس ام اس جدید|پیامک جدید

متن مرتبط با «داستان » در سایت اس ام اس جدید|پیامک جدید نوشته شده است

داستان پند آموز آیینه و شیشه

  • نیلوبلاگ

      جوان ثروتمندی نزد عارفیرفت و از او اندرزی برای زندگی نیک خواست ...   عارف او را به کنار پنجرهبرد و پرسید: چه می بینی؟   گفت: آدم هایی که می آیندو می روند و گدای کوری که در خیابان صدقه می گیرد.   بعد آینه بزرگی به اونشان داد و باز پرسید: در آینه نگاه کن و بعد بگو چه می بینی؟   گفت: خودم را می بینم !   عارف گفت: ولی دیگردیگران را نمی بینی !   آینه و پنجره هر دو از یکماده ی اولیه ساخته شده اند و آن چیزی نیست جز "شیشه"   اما در آینه لایه ی نازکیاز نقره در پشت شیشه قرار گرفته و در آن چیزی جز شخص خودت را نمی بینی   این دو شی شیشه ای را باهم مقایسه کن :   وقتی شیشه فقیر باشد،دیگران را می بیند و به آنها احساس محبت می کن...

    ادامه مطلب
  • داستان حاکم

  • نیلوبلاگ

    حاکمی به مردمش گفت: صادقانه مشکلات را بگویید حسن نزد حاکم رفت و گفت: گندم و شیر که گفتی چه شد؟ مسکن چه شد؟ کار چه شد؟ حاکم گفت: ممنونم که من را آگاه کردی، همه چیز درست می شود. یکسال گذشت ....ا حاکم گفت: صادقانه مشکلتان را بگویید. کسی چیزی نگفت، کسی نگفت گندم و شیر چه شد، کار و مسکن چه شد. تنها از میان جمع یک نفر آهسته گفت: حسن چه شد؟ بزن به افتخار حسن هایی که هیچکس نفهمید چه شدند...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    داستان حکیمانه |